تبلیغات
مســـــافر - میلاد حضرت علی ع
مســـــافر


عکس متحرک روز پدر | عکس متحرک روز مرد

تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:
ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است
جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است




پوستر: سینه‌ام می‌سوزد از داغ عطش / روز بابا هست و بابا نیستش



دختر دردانۀِ بابا منم / رخت مشکی کرده مادر بر تنم

هست فردا روز میلاد علی /  روز بابا ، من عزادارم ولی

 

آتشی در دل مرا جان‌سوز عشق /  هست فردا روز بابا، روز عشق

بغض دارم در گلو همسنگ کوه  /  در فراق آن علمدارِ شکوه

 

او که رفت و برنگشت از راه عشق  /  او که شد عباس زینب در دمشق

پا به‌پای گریه‌های مادرم /  اشک می‌بارد ز چشمان ترم

 

سینه‌ام می‌سوزد از داغ عطش /   روز بابا هست و بابا نیستش

قاب عکسش را بغل بگرفته باز  /  می‌زنم گل بوسه بر آن عکس ناز

 

با خیالش غرقه در حالی خوشم  / دست رویِ قابِ عکسش می‌کشم

درد و دل با عکسِ نازش می‌کنم  /  قاب عکسش را نوازش می‌کنم

 

او که بوسه از لبانش بود عسل  /  قاب عکسش را گرفتم در بغل

کربلا برپا به دل دارم ز داغ  / می‌کُشد دردانه را آخر فراق

 

گوشۀِ ویرانۀِ تنهایی‌ام  /  وارث درد و غم زهرایی‌ام

در دلم آشوب و غوغایی به پاست /  کَس نمی‌داند که بابایم کجاست؟

 

بهر زینب او به گردن داشت دِین /  بسته بود او عهد یاری با حسین

های مردم رفت بابایم دمشق /  تا کُند عباسیِ زینب به عشق

 

آن دلش آشوبِ ناموس علی /  برنمی‌گردد چرا دیگر ولی؟

های مردم چیست آخر ماجرا  /  او دلش تنگم نمی‌گردد چرا؟

 

کنج این ویرانه دق کردم ز داغ  / کُشت بابا دخترش را از فراق

من نمی‌دانم دمشق آخر کجاست /  مادرم می‌گوید آنجا کربلاست

 

های مردم پرسشی دارم، جواب  /  ای زده خود را ز بیداری به خواب

کربلا آنجا اگر آری به پاست /  پس چرا آسوده‌خاطر از شماست؟؟

 

ای به مهدی بسته پیمان‌ها ز عشق  /   کربلا برپاست آنجا در دمشق

گر به مهدی عهد یاری بسته‌اید  /  از چه آسوده به‌جا بنشسته‌اید؟

 

عهد یاری با ولی از یاد رفت؟  /   آن‌همه در نامه‌ها فریاد رفت؟

ای ولی را داده دعوت‌نامه‌ها  / از چه بنشستید کنج خانه‌ها؟

 

کربلا برپاشده کاری کنید  /  همچو بابایم علمداری کنید

وارث خونِ علمدار شهید /  می‌زند نعره مرا یاری کنید

 

کربلا برپا حلب را گشته باز /  دست مهدی سویتان گشته دراز

بشنوید ای مردمان این بانگ اوست / او که در دل‌ها  ظهورش آرزوست :

 

آه یاری کو مرا یاری کند /   لشکر حق را علمداری کند

شیعه مردی کو بماند با ولی /  گر به یاری خوانمش گوید بلی

 

های مردم یوسف زهرا منم /  کُهنه زینب کرده پیراهن تنم

مانده‌ام تنها و بی‌یار و سپاه  /  کس نمی‌افتد به یاری‌ام به راه  ؟

 

باز برپا کربلا ، تنها ولی  /   تشنه‌کامان ظهورم، یا علی

از خُمِ سرخ شهادت باده‌نوش / شیعه باید تا علم گیرد به دوش

 

ای‌دریغا کوفیان بار دگر / حضرت مهدی کنندش خون‌جگر

های مردم کربلا برپاشده  /  حال وقت امتحان ما شده

 

از حلب می‌آید آوای جرس /  هرکه دارد کربلا را او هوس

ذوالفقار او در کف و دل‌دل سوار /  گو علم گیرد به دوش عباس وار

 

جای آن سیلی که زد بر روی یاس /  خصم حیدر تا نماییمش قصاص

کربلا برپاست مردم در حلب  / حضرت مهدی به یاری تشنه‌لب

 

باز زینب مانده تنها در میان /  منتظر بر یاری ما شیعیان

باز زهرا می‌خورد سیلی اگر  / جای حیدر او بیاید پشت در

 

ای جوانان غیورِ شیعه باز  /  حیدری باید علم‌ها را فراز

باز باید فتح خیبرها کنیم  /  کربلاها در حلب برپا کنیم

 

کُلنا عباس باید اهل عشق  / تا شود فتح حلب همچون دمشق

تیغ باید چون علی در کف گرت /  بهر دیدار شهادت صف گرفت

 

رخش باید تا حلب مردانه تاخت  /  از رشادت شیعه را افسانه ساخت

رستمی در دست باید ذوالفقار  / تا بر آرد از سعودی‌ها دمار

 

وعدۀ مهدی شمارا اهل عشق  / فتح خون‌بار حلب همچون دمشق

هرکه دارد در دل او عشق  ولا  /  منتظر او را ولی در  کربلا

 

هر که دارد کربلا رفتن طلب  /  کربلا امروز برپا در حلب

شیعه مردی گر مدد آور ولی  /  در حلب کن یاری  سید علی

به امید ظهور حضرت یار …

منصور نظری



برچسب‌ها:
نوشته شده در پنجشنبه 9 فروردین 1397ساعت 05:32 ب.ظ توسط مسافر ... نظرات()|

 


آخرین مطالب
» میلاد حضرت علی ع
» فاطمیه
» کارت بانکی
» محرم 96
» تلنگر
» حجاب
» عید نوروز
» روز زن
» ذهه فاطمیه
» دهه فجر
» ساختمان پلاسکو
» حجاب
» حجاب
» ماه ربیع
» شهدا


قالب جدید وبلاگ طراحان